تبليغاتX
Persia, The Lost Reality

فتح بزرگ ایران باستان، شکست سنگین روم شرقی

آیا تا کنون نام والریانوس، امپراتور معروف روم شرقی را شنیده اید؟ در ایران باستان، همواره مابین ایران و روم جنگهای وسیعی در می گرفته، که مهمترین علل آنها، تعرض مداوم رومیها به خاک ایران به هدف نابودی ایران بزرگ و تک قطبی شدن ابرقدرت جهانی، یعنی روم بوده است. اگرچه برخی از مورخان علل این حمله ها را اختلاف ایران و روم بر سر مسأله ارمنستان د انسته اند، از آنجا که حتی پس از سقوط امپراتوری عظیم ایران به دست اعراب، ارمنیها تمایلی به پیوستن به خاک روم نشان ندادند ( با آنکه فرصت لازم را بدست آورده بودند) صحت این مسأله بعید به نظر می رسد. از جمله پرمدعا ترین سزارهای رومی، والریانوس بوده است که ادعا داشته قصد جدی برای براندازی حکومت ایران را در سر می پروراند و هرشب به یاد شبهای با شکوه پس از فتح طاق کسرا سر بر بالشت می گذارد!!! این سزار، در یکی از سخنان تاریخی خود ذکر کرده بوده که من می خواهم کار ناتمامی را که سزارهای پیشین جرأت و توانایی آنرا نداشته اند، تکمیل کنم. به همین منظور، وی سپاه عظیمی را متشکل از خبرگان نظامی و شجاعترین سربازان رومی به سوی خاک ایران گسیل می دارد. همچنین برای حمایت از این سپاه، گلچینی از بهترین ناوهای نیروی دریایی خود را بسیج می نماید که در انتها، نه تنها شکست سنگینی در هر دو جبهه خاکی و آبی از نیروهای غیور ایرانی دریافت می دارد، بلکه بخش عظیمی از خاک روم شرقی را از دست می دهد و خود نیز در یکی از جنگهای طولانی به دست سپاهیان ایرانی اسیر می شود. سنگ نگاشته موسوم به نقش شاپور (که به غلط، نقش رستم نیز نامیده شده)، یادبود پیروزی شاهپور اول ساسانی بر رومیان متجاوز و سقوط امپراتوری روم بوده است. توجه نمایید که ایرانیان برای فتح روم، در ابتدا و پس از یک سلسله پیروزیها در جبهه خاکی، به طور پیاپی نیروی دریایی روم باستان را با شکستهای وسیعی مواجه ساخته و قدم به خاک روم شرقی نهاده اند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 21:44  توسط مقدمي  | 

واقعيات جنگ ماراتن

آيا تاكنون در  مورد رشته ورزشي ‹‹ دو ماراتن ›› كه استقامتي ترين رشته دو و ميداني است چيزي شنيده ايد؟ آيا مي دانستيد اين ورزش نام خود را از يك جنگ بزرگ تاريخي مابين ايران و يونان قديم گرفته است؟ بله! يكي از رشته هاي ورزشي معروف جهاني؛ بخاطر ابهت و عظمت ايران باستان ودليري سربازان ايران شكوهمند باستان شكل گرفته است! مورخان اروپايي كه اصولا" در مورد تمدن ايران باستاني همواره با غرض ورزيهاي مكرر تاريخ نويسي كرده اند٬ علت نامگذاري دو ماراتن را به اين امر نسبت مي دهند كه در اين جنگ همه سربازان ايراني و يوناني كشته شدند٬ بجز يك نفر كه ماراتن نام داشت. اين سرباز چون سرباز يوناني بوده و تنها نفري بوده كه پس از جنگ زنده مانده است٬ پس مي توان نتيجه گرفت كه يونانيها اين جنگ را برده اند!!! همچنين٬ اين سرباز از ذوق و شوق اين پيروزي (!) با سرعت مسافتي رامعادل با۴۲ كيلومتر امروزي٬ طي كرده تا به اردوگاه يونانيها رسيده تااعلام كند : ‹‹ما جنگ را برديم››!!! سپس٬ اين سرباز شجاع يوناني جان خود را به علت دويدن در اين مسير طولاني از دست مي دهد! و از آن پس اين جنگ٬ جنگ ماراتن نام مي گيرد!!! آيا به نظر شما هيچ يك از قسمتهاي اين داستان ساخت اروپائيان٬ مشكوك نيست؟؟؟ براي اطلاعات بيشتر و بحث كارشناسي مفيدي كه در روزنامه ايران٬ با ارائه مدارك مستدل تاريخي به چاپ رسيده٬ به پيوندهاي زير مراجعه گردد:

http://www.iran-newspaper.com/1384/840422/html/view.htm

http://www.iran-newspaper.com/1384/840426/html/view.htm

كلا" ايرانيان هرگز در اين جنگ تاريخي شكست نخورده اند٬ بلكه موقتا" براي تداركات جنگي عقب كشيده اند و براي اينكه تا آن روز براي امپراتوري شكوهمند ايران٬ هرگز عقب نشيني معنايي نداشته٬ در تاريخ به طور مبالغه آميز از آن به عنوان شكست ياد شده است!!! بنا براسناد مستدل تاريخي؛ در پايان پيروزي از آن ايرانيان و خشايارشا هخامنشي بوده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:2  توسط مقدمي  | 

سورنا كه بود؟

آيا تاكنون نام سورنا را شنيده ايد؟ آيا مي دانيد اين نام يك نام دخترانه است يا پسرانه؟؟؟ متأسفانه شايد خيلي از شما خوانندگان محترم؛ پاسخ نادرست داده باشيد!!! سورنا نام اصيل ايراني (اشكاني) و نام سردار بزرگ اشكانيان بوده است كه پس از جنگهاي طولاني٬ كراسوس سردار نامي روم شرقي را شكست داد. در اين شكست٬ خسارتهاي زيادي به روميان وارد آمد و در نتيجه روميان از ادعاي خود مبني بر تصرف ارمنستان دست برداشتند. اين جنگ كه يكي از افتخارات نظامي ايران متمدن باستاني ست٬ ابهت امپراتوري روم كه تا آن هنگام فكر مي كرد هيچ رقيبي ندارد را شكست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:37  توسط مقدمي  | 

حقوق بشر؛ ساخت ايران يا اروپا؟

 

امروزه رايج ترين حقوق بشري كه در دنيا مي شناسيم٬ به عنوان مباني حقوق بشر مصوب سازمان ملل متحد مشهور است. براستي آيا قبل از اين قوانين مصوب٬ هيچ قانوني براي حمايت از نوع بشر به جهانيان عرضه نشده است؟ جهانشاه٬ كوروش بزرگ هخامنشي٬ پس از تصرف بابل و حكومت بر بيش از نيمي از دنيا٬ مجموعه حقوقي را به جهان و جهانيان ارائه داد كه بنا بر اظهارات كليه مورخين سراسر دنياي بشري٬ قديمي ترين اصول حقوقي انسانهاست. اين مجموعه كه به عنوان «منشور حقوق بشر» مشهور است٬ يكي از كاملترين اصول بين المللي است كه تا كنون شناخته شده است. براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به لينك زير مراجعه كنيد:

http://kooroshekabir.mihanblog.com/Post-3.ASPX

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 11:42  توسط مقدمي  | 

عجايب هفتگانه؛ آيا در حق تخت جمشيد٬ معبد آناهيتا و... اجحاف نشده است؟

 

آيا تاكنون چيزي در خصوص عجايب هفتگانه شنيده ايد؟ به راستي اين عجايب چرا به اين نام خوانده شده اند و در كجا قرار دارند. براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به اين لينك مراجعه نماييد:

http://forums.tolutraders.com/forum/forum_posts.asp?TID=46

عجايب هفتگانه در حيقيقت بناهايي هستند كه به علت داشتن معماريهاي منحصر به فرد٬ به عنوان عجايب هفتگانه نام گذاري شده اند. اين عجايب هفتگانه شامل:

1- مجسمه زئوس 2- معبد آرتميس 3- باغهاي معلق بابل 4-اهرام مصر 5- مقبره ناسوس 6- مجسمه كلوسوس و 7- فانوس دريايي اسكندريه مي شوند.

با مطالعه وسيعتر و جامع تر در مورد عجايب هفتگانه٬ به اين نتيجه مي رسيم كه اكثر اين «به اصطلاح عجايب هفتگانه»٬ در حقيقت امروزه ديگر وجود ندارند و برخي از آنها مثل باغهاي معلق بابل در هيچ منبع معتبر تاريخي يافت نمي شوند و افسانه اي بيش به نظر نمي رسند. نامگذاري عجايب هفتگانه بنا بر روايتي توسط اسكندر صورت گرفته است كه فانوس دريايي اسكندريه را هم بنا بر وصيت خود وي و سالها پس از مرگش بنا كرده اند. نكته جالب ذكر اينجاست كه خود فانوس اسكندريه نيز امروزه وجود خارجي ندارد و فقط برخي مورخان٬ برجي كه توسط سلطان سليمان قانوني٬ حاكم عثماني ساخته شده را بقاياي همان فانوس اسكندريه مي دانند! با بررسي كليه مدارك تاريخي٬ حتي مدارك نا معتبر٬ نكات زير به خوبي مشهود مي گردد:

1- اكثر اين عجايب هفتگانه امروزه وجود خارجي ندارند و حتي افسانه به نظر مي رسند.

2- اين بناهاي تاريخي كه بنا بر اظهارات تاريخ غرض ورزانه غرب به عنوان عجايب هفتگانه پذيرفته شده اند٬ حتي آنقدر دوام نياورنده اند كه حداقل بقايايي از آنها را امروزه ببينيم!

3- نامگذاري اين بناها توسط اسكندر مقدوني صورت گرفته است كه خود بنا بر تمامي روايتهاي متواتر و معتبر تاريخي٬ نابود كننده تمدنهاي بسياري در اروپا٬ پارسه (ايران باستان) و هند بوده است!!!

4- اسكندر در حالي اين بنا ها را عجايب هفتگانه مي نامد كه خود٬ در ايران و هند٬ بناهاي عظيمي همچون تخت جمشيد٬ معبد آناهيتا و مجسمه هاي عظيم بودايي را ديده و قطعا" اگر سري به منابع معماري نوين و كلاسيك بزنيد و از ديدگاههاي علم معماري امروزي نيز اين بناها را با عجايب هتگانه مقايسه كنيد٬ برتري شگرف معماري آنها را درخواهيد يافت!

 

بناي شكوهمند تخت جمشيد يا همان پرسپوليس (نام يوناني بنا)٬ پس از تحمل عوامل مخرب متعددي كه از جمله مهمترين آنها حمله اسكندر به ايران و تخريب شديد آن توسط اسكندر٬ حمله اعراب و تخريب بسياري از سر ستونها به بهانه بت پرستي(!) و عواملي همچون زلزله هاي شديد ناحيه فارس را مي توان نام برد٬ هنوز پابرجاست. از شاهكارهاي معماري اين سمبل پايداري ايران متمدن باستاني٬ همين بس كه بگوييم قطعه سنگ عرضي سردر كاخ آپادانا حدودا" 300 تن متريك وزن دارد كه برروي ستونهاي سنگي اين سردر٬ به ارتفاع تقريبي 30 متر قرار گرفته است. امروزه هيچ جرثقيلي وجود ندارد كه بتواند سنگي به ابعاد اين سنگ و به وزن 300 تن را تا ارتفاع 30 متري بالا بكشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 12:36  توسط مقدمي  | 

عمل سزارين يا رستم زاد؟

مسلما" همه شمانام عمل سزارين را شنيده ايد. اين نام٬ به طور رايج براي زايمان از راه جراحي به كار مي رود. اما چرا اين نام را به آن اختصاص داده اند؟ گويند براي بار اول٬ يكي از سزارهاي روم به دستور و توصيه  طبيبان مخصوص خود٬ اين كار را براي بدنيا آمدن فرزند خود كه تنها اميد امپراتوري اش بود انجام داد. به همين دليل٬ اين عمل به سزارين معروف شد. اين سزار كدام يك از سزارهاي روم بوده است؟ جالب اينجاست كه هيچ تاريخي نام دقيق اين سزار روم را ثبت نكرده و برخي شواهد نشان داده اند كه حتي قبل از بوجود آمدن سيستم حكومت سزاري روم شرقي نيز در برخي اقوام آمريكاي جنوبي و آفريقا نيز اينگونه عمل رايج بوده است. جالب تر از همه اينكه بدانيد در شاهنامه فردوسي كه تاريخ نوشته شدن آن به اندكي پس از حضور اعراب در ايران (حدود قرن ۴ هجري) برمي گردد و در آن از برخي سلسله هاي ايراني به نامهاي پيشداديان و كيانيان نام برده شده كه بنا بر گواه مورخان٬ قبل از هخامنشيان بر ايران فرمانروايي داشته اند٬ ذكر شده كه چون سهراب٬ فرزند رستم به دليل درشتي جثه از راه طبيعي به دنيا نمي آمده٬ ‹‹ پهلوي چپ›› تهمينه٬ مادر وي را شكافته و سهراب را از آن خارج نموده اند!!! حكمرانان كياني (هم زمان با رستم) سالها قبل از هخامنشيان بوده و هخامنشيان سالها پيش از سقوط روم غربي و ايجاد حكومت سزاري در روم به فرمانروايي رسيده اند! در شاهنامه فردوسي علنا" اشاره شده كه پهلوي چپ تهمينه شكافته شده در حالي كه در ثبت تاريخي سزارين اشاره اي به محل جراحي نرفته است! حال خودتان قضاوت كنيد٬ اين عمل٬ عمل سزارين است يا رستم زاد؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 9:48  توسط مقدمي  | 

نخستين دانشگاه تخصصي پوست و مو در كدام كشور پايه گذاري شد؟

نخستين دانشگاه تخصصي پوست ومو كه بر اساس دانشهاي موجود در زمان خود بنا نهاده شده٬ به زمان شاپور اول ساساني درايران باستان بر مي گردد و تاكنون تاريخ بشر٬ كهن تر از اين آموزشگاه تخصصي (دانشگاه) را به خود نديده است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 9:26  توسط مقدمي  | 

علل نابودي برخي تمدنها:

در كل مي توان تمدنهاي شناخته شده امروزي را به دو دسته تقسيم نمود:

۱- تمدنهايي كه هنوز پابرجا بوده؛ ريشه در تاريخ دارند و در اثر سير تحول تدريجي و تكامل تاريخي خود, به صورت امروزي مشاهده مي شوند.

۲- تمدنهاي نابود شده اي كه ديگر تنها مي توان آنها را از روي آثارشان در موزه هاي تاريخي مطالعه كرد.

در مورد دوم, معمولا" فرهنگ و تمدن جديدي جايگزين فرهنگ و تمدن از دست رفته مي شود؛ به گونه اي كه ممكن است عناصري از تمدن و فرهنگ نابود شده را به طور جزئي و پراكنده, در خود جاي داده باشد. علتهاي نابودي فرهنگها و تمدنها را مي توان به شرح زير دانست:

۱- عوامل ذاتي

۲- عوامل محيطي

۳- عوامل انساني

عوامل ذاتي را مي توان به معناي عواملي دانست كه در بطن يك فرهنگ  تمدن خاص بوده , سبب مي شوند در دراز مدت؛ فرهنگ و تمدن مربوطه پابرجا نماند. آيا مي دانستيد, فرهنگ و تمدن ايران باستان به دليل (دست كم) يك عامل ذاتي در دراز مدت محو و نابود شده است؟ اين عامل ذاتي, عبارت است از اينكه كلا" ايرانيان باستان كمتر تمايل به درج و نوشتن دستاوردهاي مادي(تمدن) و دستاوردهاي معنوي(فرهنگ) خود داشته اند. عوامل محيطي, عمدتا" شامل حوادث قهريه طبيعي مي شوند, كه از آن جمله مي توان سيل و فوران آتشفشانها را نام برد. اقوام مايا كه در آمريكاي جنوبي مي زيسته اند؛ ناگهان, بر اثر مدفون شدن بر زير خاكستر هاي آتشفشاني و نيز تدريجا" بر اثر سيل, از ميان رفته اند. يا به عنوان مثال ديگر؛ اقوام شهر سوخته بر اثر آتشسوزي با علتهاي نامعلوم, تدريجا" نابود شده اند و بقاياي تمدن آنها, در زير شنهاي روان مدفون گشته است. عوامل انساني عبارتند از جنگ و مهاجرتهاي ناموفقي كه منتهي به نابودي فرهنگ و تمدن يك قوميت مي گردد. به طور نمونه, اقوام متمدن روم غربي, بر اثر حمله اقوام وحشي و نامتمدن اروپايي نيست و نابود شده اند و امروزه تقريبا" اثري از آنها و تمدن آنها باقي نمانده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 9:54  توسط مقدمي  | 

اي آنكه به ديدن من و مزار من مي آيي! مي دانم كه مي آيي و مي دانم كه چه در ذهن داري كه مي آيي. بر اين دنياي زودگذر دل نبند كه اين روزگار به پيامبري كه من بودم و دنيايي را تحت خدايي(فرمانروايي) داشتم وفا نكرد!

"سنگ نوشته كوروش بزرگ در پاسارگاد"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 9:28  توسط مقدمي  | 

خداوند اين سرزمين را از دروغ، دشمن و خشكسالي محفوظ بدارد.

"دعاي داريوش بزرگ"

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 13:51  توسط مقدمي  |