معبد آناهیتا
یکی از شگفت ترین شاهکارهای معماری ایرن باستان٬ معبد آناهیتا (به پهلوی اَن آهو ئیته آ) می باشد که در غرب ایران و در قلمرو حکومتی مشترک مادها و پارسیان بنا شده است. این معبد دارای شگفتیهای معماری و عجایب فراوانی است که تاکنون بسیاری از آنها هنوز کشف نشده است. لغت آناهیتا در پهلوی به معنای بی عیب و نقص کاربرد داشته است و امروزه به عنوان نامی دخترانه شناخته می شود که شاید کمتر کسی معنای آنرا بداند. در این معبد نشانه هایی از اعتقادات پارسیان و مادها دیده می شود که مربوط به برخی مراسم مذهبی و طریقه کفن و دفن می باشد. برخی مورخان و باستان شناسان٬ آناهیتا را الهه آبها خوانده اند که این امر بدلیل فقدان قرائن فرهنگی موجود در ایران باستان مبنی بر داشتن حالت چندگانه پرستی (به آن صورتی که در یونان باستان رواج داشته) بعید به نظر می رسد. این وجه تسمیه شاید به دلیل این باشد که در برخی سنگ نوشته های این معبد٬ به فواید آب و آبادانی اشاره شده است.
کی گشتاسپ (و به روایت اوستا٬ کَی ویش تَس پ)٬ یکی از شاهان کیانی بوده است که در زمان ظهور زرتشت می زیسته و هنگامی که زرتشت از هدایت اولیه آریاییان عاجز می گردد٬ به وی پناهنده شده٬ از راهنماییهای او و الهامات خدایی سود می برد تا بار دیگر دعوت خویش بر آریاییان آشکار سازد. در اوستا به کرات از وی به عنوان یک دین یار (یاور دین) تجلیل شده است.
دیااکو، بنیانگذار دموکراسی
یکی از پادشاهان معروف مادها، دیا اُکو نام دارد که می توان وی را پایه گذار حکومت دموکراتیک و بر پایه آزادی اعتقادی به شمار آورد. دیااکو نخستین پادشاهی بود که بنا بر دستور وی، در هر یک از محله های ایران باستان در عهد مادها، برای هر محله شوراهایی به نام شوراهای کدخدایی تشکیل شد تا به امورات مردم آن مرز و بوم، براساس معتقدات خود آنها رسیدگی شود. یکی از فلسفه های تشکیل چنین روش حکومتی، این بود که مادها با شکست دادن اقوام متعدد بر ایران زمین حکومت می کردند و بنا بر اعتقادات اشو زردشت پاک و بزرگ، اعتقادات هر کس و هر قومیتی باید محترم شمرده می شد و از هر گونه تعصب و یکجانبه گرایی در حکومت باید پرهیز می شد.
شاپور دوم٬ «ذوالاکتاف» نامی
آیا لقب «ذوالاکتاف» در تاریخ برای شما آشنایی دارد؟ می دانید لقب چه کسی بوده است؟ این لقب را خود اعراب به شاپور دوم ساسانی داده اند. در زمان وی٬ اعراب به دلایل نامعلوم تاریخی که شاید مستند ترین آنها٬ تمایل اعراب به رهایی از زیر سلطه حکومت ایرانی در مناطق حیره٬ قادسیه و سایر نقاط به تحریک عده ای از یهودیان بوده است٬ دست به حمله به ایران و قیام علیه ایران می زنند. شاپور دوم ساسانی که نام حقیقی او معلوم نیست و شاپور به علت ارادت زیاد به پدر٬ این کنیه را برای خود برگزیده بود٬ برای سرکوبی آنها وارد جنگ وسیعی در مرزهای غربی و جنوب غربی می شود. این جنگ که بنا بر برخی روایتهای تاریخی٬ قریب ۵ سال طول می کشد٬ سرانجام با پیروزی قاطعانه شاپور بر اعراب به پایان می رسد و بنا بر یک روایت نامستند تاریخی٬ شاپور دستور می دهد تا کتف اعراب اسیر شده را به عنوان بردگان جنگی سوراخ کنند!!! از این پس٬ شاپور دوم ذوالاکتاف لقب می گیرد. البته٬ هیچ روایت مستندی در این زمینه وجود ندارد٬ ولی به نظر می رسد این روایت خیلی مبالغه آمیز باشد. در ایران باستان٬ اسراء جنگی را از ناحیه شانه با زنجیر به هم می بستند؛ چنانکه در جنگ قادسیه٬ روانشاد٬ رستم فرخزاد؛ سردار رشید سپاه ایران دستور می دهد برای ضعیف کردن روحیه اعراب (که از عادت ایرانیان در به زنجیر کشیدن اسراء مطلع بودند)؛ سربازان ایرانی از همان اول جنگ زنجیر دردست بگیرند.
درفش کاویانی
کاوه آهنگر٬ برضد ضحاک پادشاه مادها که روح خود را به شیطان فروخته بود٬ قیام می کند و ملتی را به پا می خیزاند تا ریشه بدی را از بیخ و بن برکنند. در این قیام٬ نهایتا" کاوه دادگر پیروز شده٬ ریشه فساد ضحاک (احتمالا" آژی دهاگ ماد) را بر می کند. بعدها و به پاس تلاشهای آزادیخواهانه این مرد بزرگ٬ پادشاهان ایران زمین از پوست شیر که با قطعات زرین پوشیده شده بود٬ پرچم ملی ایران را برافراشتند. برای اطلاعات بیشتر٬ رجوع کنید به پیوند زیر:
http://www.irankingworld.blogfa.com
این پرچم باشکوه٬ آخرین بار در جنگ قادسیه٬ به دست رستم٬ پهلوان بزرگ ایرانی٬ سردار بلند بالا و بزرگ پهلوان جاودان نام ایران بوده است. وقتی رستم پس از جنگی طولانی و نفس گیر با اعراب در سایه اسب خود آرمیده بود٬ یکی از اعراب که از غفلت نگهبانان بی مسئولیت سپاه ایران سوء استفاده کرده٬ به درون اردوگاه نفوذ نموده بود٬ چون جرات رویارویی با بزرگ پهلوان نامدار ایرانی را نداشت٬ تیری بر طنابهای صندوق بزرگی که روی اسب قرار داشت می زند. صندوق سنگین بر کمر پهلوان رشید ایران افتاده٬ کمر وی را می شکند. با این وجود پهلوان خود را به آبهای رودخانه می زند و سرانجام به دلیل خستگی و شکستگی کمر٬ در جنگی طولانی کشته شده٬ پرچم ایران زمین به دست اعراب افتاده٬ به عنوان غنیمت جنگی تکه تکه می شود. از آن پس دیگر نه نامی از این درفش ماند و نه اثری.
آيا مي دانيد فره ايزدي چيست؟ فره يا همان خْوَره به معناي تأييد در زبان ايران باستان رايج بوده است. پادشاهان ايران باستان٬ همواره حكومت خود را داده ايزد (نعمت خدا) و از الطاف خداوند مي دانسته اند و بنا بر معتقدات ايران باستان٬ هركس كه قرار بر به حكومت رسيدنش بوده است٬ بايد از خداوند متعال حتما" تأييديه مي گرفته و اين تأييديه٬ بنا بر اعتقادات ايراني مربوط به كسي بوده است كه تقدير الهي باعث به حكومت رسيدن او مي شده است. همچنين ارتباطات ديني-مذهبي نيز معيار قوي براي به حكومت رسيدن يك شخص به عنوان شاه محسوب مي شده است و موبدان بزرگ نيز مي بايستي حتما" فرد را از لحاظ معيارهاي اخلاقي مندرج در كتب ديني باستان٬ مورد تأييد قرار مي داده اند.
آيا فيلم ۳۰۰ الزاما" توهين به ايران و ايرانيان است؟
مدتي است٬ نمايش فيلم ۳۰۰ به شكل تريلر هاي تصويري و پيش نمايشهاي فستيوالي در سينماهاي آمريكا٬ به موضوع داغي براي بحث تبديل شده است. عده اي از صاحب نظران و وبلاگ نويسان عزيز هم اين اقدام را در حقيقت ايجاد جنگ رواني عليه ايران و ايرانيان و عملكردي در راستاي سياستهاي ضد ايراني كاخ سفيد دانسته اند. بايد اذعان داشت كه آنچه مسلم است٬ همواره سينماي هاليوود تحت نفوذ سرمايه داران بزرگي بوده است كه با اختصاص بودجه هاي ميليارد دلاري٬ سعي در استفاده بهينه اقتصادي از سينما به عنوان ابزار رسانه اي قدرتمند و تأثير گذار بر افكار عمومي داشته اند. در ميان سرمايه داران آمريكايي٬ آنچه جامعه شناسي واضح آمريكا نشان مي دهد اين است كه يهوديان و بويژه صهيونيستها همواره اختيار بخش كثيري از بودجه نظامي٬ سياسي٬ و فرهنگي رژيم آمريكا را در دست داشته و دارند. از آنجا كه تاريخ فيلمهاي تاريخي ساخته شده در آمريكا و بالاخص كمپاني هاليوود همواره تمايلي را به سمت تحريف تاريخ نشان داده است(رجوع كنيد به انتقاداتي كه ازسوي خبرگان و كارشناسان سراسر دنيا بر فيلم اسكندر و آخرين وسوسه مسيح موجود است)٬ اين امر نيز دور از ذهن نمي رسيد كه اين فيلم سازان خود فروخته به مشتي دلار٬ روزي به هوس بيفتند كه در مورد تاريخ درخشان ايران باستان هم فيلمهاي غير منطقي و نامستند بسازند. ولي نكته اي كه براي هر شخص باريك بين ممكن است به نظر بيايد اين است كه مگر نمايش فيلمهاي قبلي سينماي هاليوود كه مبتني بر تاريخهاي تحريف شده و هزاران توهين نهان و آشكار به مقدسات افراد و قوميتهاي زيادي در سراسر دنيا بود٬ توانست ذره اي از ارزش مقدسات آنها را كم كند؟ تجربه نشان داده است كه در اينگونه موارد همواره نقادان قوي سينما كه هيچ فيلمي از زير دست آنها در نمي رود٬ با ارائه مستندات علمي و تاريخي همواره موفق به محكوم سازي اينگونه فيلمها بوده اند و سازندگان اينگونه فيلمها نيز پس از مدتي كسب درآمد٬ چيزي جز بي اعتبار شدگي و منزوي شدن به دست نياورده اند. درثاني٬ نقد يك فيلم سينمايي (حال مضمون آن هرچه باشد) كار يك متخصص نقد فيلم است و نه كار عوام و تعدادي وبلاگ نويس كه تجربه اي در اين خصوص ندارند! پس بجاست كه در عوض اين همه تلاشهاي پراكنده فرهنگي٬ بيشتر به فكر استفاده از متخصصان و بسيج كردن آنها در جهت به نقد كشيدن متخصصانه اين فيلم و محكوميت آن باشيم تا بخواهيم با يك سري تلاشهاي پراكنده فقط ذهن جهانيان را راجع به اينگونه فيلمها حساس نماييم.
متن اعلانيه حقوق بشر(منشور حقوقي) كوروش بزرگ
آيا مي دانيد كه در حدود ۳۰۰۰ سال پيش٬ كوروش بزرگ در متن حقوقي خود٬ چه مواردي را ذكر كرده است؟ مهمترين موارد مذكور عبارتند از:
۱- ذكر نام ايزد يكتا به عنوان كسي كه وي را در رسيدن به حكومت ياري رسانده است.
۲- محترم شمردن كليه مذاهبي كه ملتهاي ديگر از طريق آن به نيايش مي پردازند.
۳- محترم شمردن حقوق شهروندي كليه ممالكي كه زير دست و تابعه ايران بودند.
۴- دفاع از مظلوم در برابر ظالم٬ از هر قوميتي كه باشد.
لازم به ذكر است كه بنا بر گواهي كليه تاريخ نويساني كه تاريخهاي مربوط به شيوه حكومتي كوروش را درج كرده اند٬ حداقل تا زمان زنده بودن كوروش اين قوانين به اجرا در مي آمده و بر انجام دقيق آن نظارت مي شده است. با دانستن موارد بالا٬ خود قضاوت نماييد٬ در مقايسه با كليه تفكرات و اديان دنيا كدام طرز تفكر‹‹عملا"›› يكتا پرستي خالص و انساني تر است؟