رکسانا که بود؟
رکسانا از اسامی اصیل ایرانی و نامی دخترانه است. رکسانای معروف تاریخ، همسر اسكندر مقدوني بوده است. اسكندر، چنان اين زن را داراي كمالات اخلاقي مي بيند و شيفته او مي شود كه بجاي زن مقدوني يا يوناني، وي را به همسري مي گزيند. اخلاق ركسانا چنان در اسكندر اثر مي گذارد كه برخي مورخين يوناني هم عصر با اسكندر يا بعد از آن، به علت افراط اسكندر در برگزاري رسومات هخامنشي و شركت جستن در مراسم ايرانيان آن زمان، و نيز نشان دادن علاقه وافر خود به مراسم ايرانيان، به شدت از او گله كرده اند. تمامي اين مورخين، يكي از علتهاي افراط اسكندر در اين امر را، تأثير همسر ايراني او مي دانند.
اقدامات جهانی داریوش بزرگ
آیا تاکنون می دانسته اید که داریوش بزرگ هخامنشی برای ایران و جهانیان چه ها کرده است؟ اقداماتی که در زیر آورده می شود٬ بخشی از اقدامات وی است که در منابع تاریخی خارجی و غیر ایرانی٬ خود جهان غرب به وجود آنها معترف است:
۱- حفر کانال سوئز
۲- یکسانسازی واحد وزن برای ایران و ملتهای تابعه ایران
۳- فرستادن ناوهای اکتشافی به اقیانوس هند
۴- تدوین و احترام به منشور قانونی بابل
واقعیات ترموپیل
در جنگ ترموپیل٬ به راستی چه چیزی روی داد؟ آیا سپاه خشایار٬ بنابر آنچه میلر در کتاب خود می نویسد٬ تنها با خیانت یک گوژ پشت توانست اسپارتیها را شکست دهد؟ بخش مهمی از تاریخ یونان٬ بنابر مرجعیت کتاب هرودوت قرار دارد. نویسنده ای که با زیرکی و کیاست خود٬ قدر تاریخ و وقایعی را که در دوران باستان هیچ کس به اهمیت آنها واقف نبود٬ دانست و آنها را نگاشت. هرودوت در خصوص جنگ ترموپیل شاید بیش از یک پاراگراف هم نمی نویسد و بیان می دارد که ایرانیها به راحتی ۳۰۰ مرد اسپارتی را که به رهبری لئونی داس و بخاطر لجاجتهای وی در مقابل سپاه بسیار مقتدر و تاکتیک مند ایران ایستاده بودند٬ از میان می برند!!! دلیل شروع این جنگ را خود هرودوت اینگونه بیان می دارد که وقتی خشایار هخامنشی نامه ای به لئونی داس می نویسد و از وی می خواهد موضع خود را در قبال ایرانیان مشخص نماید٬ وی با خیرگی هر چه تمام٬ به جای پاسخ دادن مؤدبانه به نامه وی٬ قاصدان او را در چاه معروف اسپارتیها می اندازد! وقتی خشایار از آمدن قاصدانش ناامید می شود٬ عده ای را برای تفحص می فرستد٬ که آن عده٬ خبر کشته شدن قاصدان او را می آورند. این امر٬ خشم خشایارشا و سایر ایرانیان را بر می انگیزد. خشایار٬ در ادامه از لئونی داس می خواهد برای عذر خواهی نزد او بیاید و در مقابل او (به عنوان منتخب ایرانیان) زانو بزند٬ ولی لئونی داس نه تنها این کار را نمی کند٬ بلکه بر خلاف نظر شورای دموکراتیک شهر (ایالت) اسپارت٬ با سپاهی متشکل از حدودا" ۳۰۰ نفر به سمت تنگه ترموپیل می رود و در آنجا همگی به دست سپاه ایران قتل عام می شوند.
نخستین سکونت اقوام ترک در ایران باستان
اقوام ترک٬ قوم بسیار پرجمعیت و وسیعی هستند که محل اولیه پیدایش آنها از لحاظ تاریخی٬ مبهم است. بیشترین احتمالی که بنابر روایتهای تاریخی در فولکلور خود مردم ترک زبان و نیز قرائن قومیت شناسی می توان برای این قومیت قائل شد٬ این است که اقوام ترک٬ در ابتدای پیدایش خود٬ در منطقه سین کیانگ چین و مغولستان سکونت داشته اند (البته با وجود یک ریشه بودن زبان ترکی با زبان مغولی٬ نباید این دو قوم را با یکدیگر اشتباه گرفت). قدیمیترین مدرک تاریخی (یا شبه تاریخی) که می توان برای همسایگی و تعامل قومیت ترک با اقوام ایرانی در نظر گرفت٬ بیانهای موجود در شاهنامه است که از اقوام تورانی در آن یاد شده است. اقوام تورانی که جزو اصیلترین اقوام ترک بوده اند٬ در شرق دریای خزر و در مجاورت مرزهای شمال شرقی ایران می زیسته اند. البته چون در شاهنامه از دو قوم قدیمی ایرانی موسوم به اقوام کیانی و پیشدادی نام برده شده که هیچ سند تاریخی برای اثبات وجود آنها یافت نمی شود٬ کلا" شاهنامه به عنوان سند تاریخی٬ برای بسیاری از مورخین ایرانی و غیر ایرانی قابل قبول نیست و از آن به عنوان مدرک شبه تاریخی یاد می شود. آنچه از بیانهای شاهنامه به وضوح می توان دریافت٬ این است که این قوم همواره در سودای فتح ایران و حداقل بخشهای شمالی ایران بوده است٬ که این امر٬ پس از فروپاشی حکومت مرکزی ساسانیان٬ به طور کامل برای این قوم محقق شد. با فروپاشی دولت مرکزی٬ اقوام مهاجر از این فرصت استفاده کرده٬ به ایران پا گذاردند و عده ای از مورخان٬ تاریخ آشنایی اقوام ترک با دین اسلام را مقارن همین تواریخ می دانند.
کلا" اعراب همواره قومیتی بوده اند که سرزمینهای گرمسیر و ترجیحا" گرم و خشک را جهت زیستن انتخاب کرده اند. قبل از هجوم گسترده اعراب به ایران در زمان یزدگرد سوم ساسانی٬ تعداد اندکی از اعراب در سواحل جنوبی ایران و کرانه های غربی ایران (عراق کنونی) به صورت قوم مهاجر ساکن بوده اند. علت این سکونت را تاریخ نویسان قلیلی که در این خصوص نظر داده اند٬ سه مورد عمده می دانند:
۱- شباهت آب و هوایی این مناطق به عربستان و سزرمینهای عرب نشین
۲- عدم تمایل اقوام ایرانی برای سکونت در این مناطق به علت بد آب و هوا بودن
۳- تحریک دولت روم شرقی (زیرا تعدادی از اعراب٬ قبل از اسلام آوردن٬ مسیحی بوده اند و به نفع دولت روم بوده است که در این مناطق٬ اقوام نفوذی داشته باشد)
در هنگام هجوم اعراب به ایران٬ همین اقوام عرب بوده اند که نقش عمده ای در پیروزی اعراب بر سپاه امپراتوری ایران داشته اند (نقشی که خیلی از تاریخ نویسان عرب و برخی متعصبان یا آنرا نفی می کنند یا به آن نپرداخته اند). این اقوام تقریبا" به نقشه مناطق غربی ایران که کلید فتح ایران به شمار می رفته است٬ تسلط وافری داشتند و پس از اسلام آوردن خود٬ با لشکر سعد وقاص٬ در فتح ایران همکاری بی بدیلی نموده اند.
جشن اسفندگان٬ روز مادران ایرانی و روز زنان
پنجم اسفند تقویم زرتشتی٬ به عنوان روز طبیعت و زایش٬ روز تازه شدن طبیعت و روز پاکی نام گذاری شده که چون ویژگی زایش و نو شدگی در آن بارز است٬ به عنوان روز زن و روز مادر (در آیینهای باستانی) لقب گرفته است. سْپَندار مَذ که امروزه٬ همان لغت اسفند می باشد٬ که گویا لغتی بسیار قدیمی و حتی شاید سانسکریتی٬ به معنای مادر زمین است. کلا" در آیینهای باستانی ایرانی٬ چه در زمان کیانیان و چه در زمان پیشدادیان(که در شاهنامه از آنها یاد شده) زمین را مؤنث می دانسته اند و لقب مادر از این جهت به آن اطلاق شده است. برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر رجوع کنید:
http://www.ghiasabadi.com/esfandegan.html
متن پاسخ یزدگرد سوم به خلیفه
خلیفه اعراب٬ نامه ای به یزدگرد سوم ساسانی می نویسد و از او می خواهد که که دین وی را بپذیرد. در پاسخ٬ یزد گرد اعلام می دارد که آریاییان سالهاست یکتا پرست بوده٬ یزدان پاک را به عنوان خدا می پرستند و از اهریمن دوری می کنند. متن کامل این نامه در موزه لندن موجود است. جالب اینجاست که در این نامه به صراحت اشاره شده که خلیفه اعراب٬ اوضاع و احوال ایران را چندان مساعد نمی بیند و برای امان دادن به ایران و یزدگرد٬ از او می خواهد تا دین وی را بپذیرد٬ اما هرگز حاضر به پذیرفتن این نیست که سایر ممالک هم خدایی دارند که همانا خدای یگانه است و تنها او را به عنوان خالق گیتی قبول دارند. مشابه این پاسخ را قیصر روم(احتمالا" هراکلیوس) نیز در پاسخ به دعوتنامه پیامبر اسلام جهت پذیرش یکتاپرستی ارائه داده است.
ارتش جاویدان چه کسانی بودند؟
ارتش جاویدان٬ نامی است که در تاریخ برروی ارتش شاهنشاهی مخصوص خشارشاه هخامنشی گذارده اند. این ارتش عمدتا" متشکل از زبده های نظامی ایران باستان بودند که در جنگ آوری نظیر نداشتند و فدائیان شاه به شمار می رفتند. بنا بر برخی روایات تاریخی٬ این ارتش هرگز حریفی نداشته و حرکت شمشیر سربازان آن هرگز دیده نمی شده است. افراد این لشکر عمدتا" از سران قوم ماد و از جنگجویان دلیر ایران زمین بوده اند. قد همگی آنها به حساب واحد شمارش امروزی٬ از ۲ متر نیز بلند تر بوده و حدقل ۲ نوع سلاح٬ یکی گرز سنگین و دیگری شمشیر بلند٬ حمل می کرده اند. در جنگهای خشایارشاه هخامنشی هیچیک از افراد این لشکر کشته نشده اند و تنها پس از پایان یافتن عمر طبیعی خود از دنیا رفته اند. بعدها به دللیل ضعف هخامنشیان و هرج و مرج نسبی در امور کشور٬ افراد سپاه جاویدان شاهنشاهی پراکنده شدند و دیگر کسی به تربیت چنین لشکری همت نگمارد. عظمت این لشکر به حدی بودکه حتی خود هرودوت٬ تاریخ نویس شهیر یونانی٬ در کتاب خود از آنها به عنوان جادوگران سیاه نام می برد و در توضیح "سیاه" می گوید که وقتی شمشیر خود را در هوا تکان می داده اند٬ گویی در اطراف آنها سیاهی مبهمی دیده می شده است!!!
جشن مهرگان٬ نوید دوستی و محبت
آیا چیزی در خصوص جشن مهرگان شنیده اید؟ این جشن براساس نامگذاری روزهای ماه برپایه تقویم آریایی نامگذاری شده است. شانزدهمین روز هر ماه «میهرَه روژ» یا همان مهر روز و به عبارتی٬ روز مهر نامیده می شده است و تقارن این روز با ماه مهر همواره به عنوان جشن مهرگان معروف بوده است. در وجه تسمیه این جشن٬ ذکر شده است که گان در حقیقت همان پسوند زمان یا نسبت نبوده است٬ بلکه کلمه ای است که هم اکنون در فارسی جان تلفظ می گردد و لذا این عبارت به معنی جان گرفتن مهر (خورشید) بوده است.