دلایل فروپاشی ساسانیان
۲- جنگهای متعدد ایران و روم
از جمله علل ضعف مفرط دستگاه حکومتی ساسانیان٬ جنگهاي متعددي بود كه در زمان شاهان متعدد ساساني با روم در گرفت. برخي از مورخان٬ علت اين جنگها را اختلاف ايران و روم بر سر مسأله ارمنستان دانسته اند. از آنجايي كه حتي پس از سقوط امپراتوري ساساني٬ ارمنيها تمايلي به جدايش از ايران و پيوستن به خاك روم را نشان ندادند٬ اين امر تا حدودي بعيد به نظر مي رسد. دليل ديگري كه براي شك به اين مسأله مي توان عنوان كرد اين است كه ساسانيان هرگز در گرفتن ماليات و مواجب از ساتراپهاي ارمني نشين خود متحمل زحمتي نشدند و حتي حاكماني كه براي اين ساتراپها (ايالتها) انتخاب كرده بودند٬ در ضعيفترين حالات حكومت ساساني هم سر به شورش بر نداشتند. جنگهاي ايران و روم بر اساس همان اصل تاريخي رخ داد كه جنگهاي بيشمار تاريخ باستان هر كشوري رخ داده است: ‹‹تمدنها با جنگ پايدار مي مانند نه با صلح››
در نتيجه اين جنگها سربازان بسيار زيادي كشته شدند٬ خسارتهاي فراواني به هر دو امپراتوري وارد آمد٬ بسياري از فرماندهان با تدبير از هر دو امپراتوري از ميان رفتند٬ ضررهاي مالي زيادي به بار آمد و احساس نا امني در نواحي مرزي به اوج خود رسيد. در اين شرايط بود كه اعراب مسلمان شبه جزيره عربستان با استفاده از نارضايتي مردم مرز نشين ايران (منجمله كردها كه بقاياي مادها بودند٬ اعراب باديه نشين كه بقاياي آشوريها و آراميها بودند و برخي اعراب مسيحي كه از ايران و حكومت آرياييها به هر دو علت دين و ناامني متنفر بودند) حمله خود را عليه مرزهاي ايران آغاز كردند و با وجودي كه خودشان هم باور نداشتند٬ امپراتوري چندين و چند ساله ايران را با همه عظمتش براي هميشه سر نگون كردند و ديگر هرگز اين امپراتوري احياء نشد.
دلایل فروپاشی ساسانیان
در مطالب قبلی ذکر شد که آپارتاید اجباری و جنگهای متعدد ایران و روم، در کنار تفرقه های دینی بعلاوه ظلمهای اقتصادی متعدد در کشور، زمینه ساز سقوط ساسانیان را فراهم آورد. آپارتاید اجباری، بنابر تحریفاتی که موبدان درباری در خصوص نژادبندیهای بشری به وجود آورده بودند، در زمان اواسط ساسانیان شکل گرفت و در زمان خسروپرویز و انوشیروان به اوج خود رسید. در این نوع طبقه بندی، افراد مملکت ایران به سه دسته تقسیم می شدند:
۱- شاه، درباریان، فرماندهان بزرگ جنگی و کلا" اشراف زادگان
۲- دبیران دربار، موبدان، روحانیون رده پایینتر
۳- مردم عادی
بنابر آنچه کریستین سن در مورد ایران زمان ساسانی از روی قرائن موجود در تاریخ ایران (که مدارک مکتوب کمی از زرتشتیان آن زمان در دست است) و تحقیقات واسعه خود برروی متون اروپایی معاصر با ساسانیان در روم، اظهار می دارد، تنها دو طبقه اول اجتماعی ایران می توانستند با سواد شوند و حق تحصیل علم و نیز انتخاب آزادانه شغل داشتند و سایر اقشار مملکت، باید بی سواد می ماندند و در این طبقه، پسر می بایست حتما" شغل پدر را دنبال می کرد. آنچه قرائن جمعیت شناسی تاریخی نشان می دهد، طبقه سوم یا همان مردم عادی و پیشه وران، ۹۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می دادند. با در نظر گرفتن اینکه ۹۰ درصد جامعه آن روز ایران، بیسواد و به شدت مذهبی بوده اند، می توان به اوج فقر فرهنگی ایران زمان ساسانیان پی برد. یکی از دلایلی که بعد از اسلام، دانشمندانی چون فارابی و ابن سینا در ایران ظهور کردند، سقوط ساسانیان به دست اعراب، ازمیان رفتن اقتدار دین زرتشتی تحریف یافته آن زمان به دست اعراب مسلمان و به تبع آن، از میان رفتن آپارتاید طبقاتی ساسانیان است.
دلایل فروپاشی ساسانیان
در دو مبحث گذشته عوامل زمینه ساز انحطاط ساسانیان ذکر شد، و همچنين گفته شد كه آذربادمهرسپندان، چه اقداماتي براي برطرف سازي اين اختلافات و عوامل زمينه ساز انجام داد. در زمان ساسانيان، حداقل دوعامل مهم را مي توان نام برد كه علاوه بر عوامل مذهبي باعث نارضايتي مردم از حكومت ساساني شدند، كه بنابر اظهار نظر برخي تاريخ نويسان، من جمله كريستين سن، حتي از عوامل مذهبي نيز مهمتر بودند. اين دو عامل عبارت بودند از:
۱- طبقه بندي اجباري اجتماعي (آپارتايد)
۲- جنگهاي متعدد ايران و روم و عواقب اقتصادي آن بر ايران
در مطلب بعدي نقش اين دو عامل به تفصيل توضيح داده مي شود.
اقدامات آذرباد مهرسپندان برای اتحاد كشور
همانطور که در مباحث پیشین ذکر شد، اختلافات دينی در كشور در زمان ساسانيان به اوج خود رسيده بود، و دراين شرايط، خودكامگی موبدان و در رأس آنها، كرتير خونريز و ديكتاتور، به همراه بی خبر ماندن شاهان ساسانی از اوضاع دقيق مملكت، موجبات آشفتگی شديد اوضاع را فراهم نموده بود. پس از مرگ كرتير، آذرباد مهرسپندان، به عنوان موبد موبدان انتخاب شد. وی بر خلاف كرتير، فردی بزرگوار و داراي سجايای اخالاقی بسيار بود؛ از آن جمله دستور داد تا پيروان مذاهب مختلف كشور، از جمله ناهيدی ها، ميترايی ها و مزدكيها آزادانه به تبليغات مذهبی خود ادامه دهند و از اين جهت آنها را نه تنها در پيروی از معتقدات خويش، بلكه در ساير اقدامات تبليغي خود آزاد گذاشت. در همين زمان بود كه براي رفع سوء تفاهمات مذهبی، شورای موبدان كشور به رهبري آذرباد، تصميم گرفتند يكی از موبدان با صلاحيت و مؤمن را از طريق رياضت مذهبی، به معراج بفرستند، تا با فروَهَر پاك زرتشت (روح پاك الهی پيامبر) ارتباط برقرار كند و تفسير اصلي اوستا را از او بپرسد. بنابر روايات پهلوي، موبدي به نام اردا ويرا اوج يا ارداويراز به معراج رفت و تمام سؤالات و ابهامات ديني را از اشو زرتشت پرسيد و در مجموعه اي به نام ارداويراجنامه گردآوري كرد. به اين ترتيب، مذاهب مختلف كشور تحت لواي دين پاك زرتشتي گرد هم آمدند و اختلافات ديني تا حدود زيادي با كياست و خوی پاك ميهن پرستانه آذرباد مهرسپندان برطرف شد. البته همانطور كه در مطلب بعدی، آورده خواهد شد، اين اقدامات بنا بر چندين دليل تاريخی، هرگز آنقدر مؤثر نبودند كه بتوانند جلوی انحطاط شديد حكومت ساساني را بگيرند.
اوضاع دین زرتشت در زمان ساسانیان
در این زمان٬ اوج اختلافات مذهبی در ایران را می توان در تمامی منابع تاریخی شاهد بود. از موبدان معروف این تاریخ٬ می توان کِرتیر را نام برد. کرتیر مردی خشن و خونریز بود که از نفوذ دین در اعتقادات مردم آن زمان و نیز دربار بی سامان ساسانی٬ نهایت استفاده را برد و تفاسیر خود را بر جامعه تحمیل نمود. خودکامگیهای او را می توان مقدمه نارضایتی دینی در کشور و از میان رفتن شیرازه حکومت مرکزی دانست. دلیل این امر واضح است؛ چرا که جامعه آنروز ایران به شدت به دین و مذهب وابسته بود و سرکوبی معتقدات مختلف مردم به دست کرتیر٬ زمینه را برای از میان بردن هرچه بیشتر محبوبیت اولیه ساسانیان را که با زحمات اردشیر بابکان فراهم آورده شده بود٬ فراهم نمود. برای روشن شدن هرچه بیشتر این مسأله٬ ذکر این نکته ضروری است که در آن زمان٬ تفاسیر مختلفی بر یشتها و نسکهای مختلف اوستا نوشته شده بود و هریک از مذاهب ناهیدی٬ میترایی، مزدکی و ... تفسیر خود را به روح معانی اوستا نزدیک تر می دید و این امر به چند دستگی مذهبی در ایران به شدن دامن می زد. از سویی٬ ظهور دین ترسایی در اروپا (دین اولیه مسیحی)٬ به شدت بیم این امر در ایران را دامن می زد که نبود یک فلسفه دینی قوی٬ آنهم در جامعه دین پرست آنروزی ایران باستان٬ قطعاً زمینه فروپاشی مملکت را فراهم خواهد آورد. همه عوامل فوق الذکر بعلاوه فساد موبدان درباری و در رأس آنها، کرتیر دیکتاتور٬ مسبب چند دستگی مذهبی در ایران و نارضایتی شدید مردم از حکومت ساسانیان گردید. درکنار این همه نارضایتی، شاهان ساسانی، عمدتاً به جای رسیدگی به امور کشور، مشغول خوشگذرانیهای خود بودند و به علت تحت نفوذ موبدان بودن، هرگز به طور کامل در جریان جزئیات امور کشور قرار نمی گرفتند و یا به امور کشور بی اعتنا بودند.
اوضاع اجتماعی ایران در زمان ساسانیان
در مورد اوضاع اجتماعی ایران در زمان ساسانیان٬ بدلیل نزدیک تر بودن آن به دوران حاضر و رشد مورخین از لحاظ تعداد و کمیت کاری٬ اختلاف و ابهام کمتری وجود دارد. آنچه از منابع ایرانی و غیر ایرانی در خصوص ایران زمان ساسانیان برمی آید٬ به وضوح حاکمیت دینی در کشور را نشان می دهد. در آن دوران٬ موبدان همه کاره کشور به شمار می آمدند و تصمیم گیریهای شورای موبدان در تصمیم گیریهای شاهان ساسانی اثر بسزایی می گذاشته است. در فرهنگ خود ایرانیان آن زمان نیز٬ گرایش به مذهبی شدن و دینی کردن امور و گرفتن تأییدیه از مقامات روحانی آن دوره و زمان به صورت فرهنگ جا افتاده بوده و مردم از تأییدیه های حاکمیت دینی در تصمیم گیریهای خود سود می برده اند. اختلافات دینی در بین موبدان این دوره از ایران باستان٬ باعث هرج و مرج در تصمیم گیریهای آن زمان می شده که کم کم امپراتوری ایران باستان که در آن زمان در اختیار خاندان ساسانی بوده است را به زوال شدیدی سوق داد. این زوال شدید آنچنان بوده است که در نامه ای که خلیفه دوم اسلامی به یزدگرد می نویسد نیز بروز پیدا می کند و در این نامه٬ خلیفه به صراحت بیان می دارد که زمانی حکومت ایران باستان تا چه حد بر نیمی از جهان تسلط داشته و الان چگونه افول کرده است. در مطلب بعدی به جزئیات بیشتری در این خصوص پرداخته می شود.